آرزویم این است:
نتراود اشک در چشمانت هرگز !
مگر از شوق زیاد...
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز!
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست میدارد،
به همان اندازه که تو دوستش میداری!
بسم الله الرحمن الرحيم
گوشم، چشمم، دستم،...حتي دلم با تو حرف مي زند،
با تو كه مي دانم هميشه و در همه حال كنارم هستي .
اي مهربان! وقتي با تو حرف مي زنم ،
احساس مي كنم سبك شده ام ، مثل آن وقتها كه
توي خواب از بلندي مي افتم ،
بدون اينكه احساس درد كنم،
مثل آن وقتها كه يك دل سير گريه مي كنم،
بدون اينكه جلوي ريختن اشكهايم را بگيرم .
اصلا وقتي با تو حرف ميزنم احساس بزرگ بودن ميكنم ،
احساس بودن ميكنم ;
ولي خوب مي دانم كه اين بزرگي و اين بودن همه به خاطر توست;
به خاطر تو كه هر گاه دست نيازم را به سويت دراز مي كنم،
دستم را ميگيري با تمام مهربانيت.
به خاطر تو كه هرگاه درها به رويم بسته مي ماند ،
باز دست مهربان توست كه قفل ها را برايم مي گشايد .
اي سپيد مهر! امروز نيز در سايبان لطف تو نشسته
و دل به درگاه لطف تو بسته ام تا در ازدحام و
شلوغي زندگي و در رنگ هاي فريبنده دنيايي گم نشوم و
بودن را با تمام وجود تجربه كنم.